بازار داغ انسان فروشی - سوفیا
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

   ببخشید آقا اگر بعضی حرفهایم با تو خودمانی است و ببخشید اگر با تو ساده می گویم، حرفهایم را مثل در دلهای چوپان حساب کن. فقط دلم گرفته است و دلم خیلی گرفته است. آقا می دانم که می دانی روزگار غریبی است. آیا روزگار ما چنین است یا پیش از این هم چنین روزگارانی را دیده ای؟ در روزگار ما همه چیز فروخته می شود، ایمان، درستی، صداقت، حیا، شرم و... فروخته می شود، تن و روح هم می فروشند، انسان را هم می فروشند، اعضا تن انسان را می فروشند. اقتصاد جهان در رکود است اما بازار انسان فروشی داغ داغ است. خودم را جای همه ی آدمهای دیگر می گذارم تا شاید از من بودن به دیگری برسم. جسارت است آقا اما خودم را جای تو هم گذاشتم. چه دل بزرگی داری. دردها و رنج ها، غصه ها و اشک های آدمها دلم را می آزارد، و وقتی چنین دل مرا می آزارد با دل تو چه ها می کند؟ «گویی می خواهی جان خود را به خاطر این که ایمان نمی آورند از شدت اندوه بر باد دهی، شعرا 3». این آیه خطاب به پیامبر مهربانیهاست اما تو هم فرزند همان رسولی و می دانم که تو هم از ظلم ظالمان و اشک مظلومان دلت گرفته است. قصور از ماست که جهان رو به تباهی رفته است. از من چه بر می آید جز اصلاح خودم و زندگانیم. دستانی پر از اندک برایت آورده ام، اندک آورده ام را بر من ببخش.



تاریخ : پنج شنبه 97/3/31 | 12:38 عصر | نویسنده : rezaasghari | نظر


  • paper | بک لینک دائمی | جستوجوی فایل
  • دانلود کتاب | فروش رپورتاژ آگهی ارزان