انتظار - سوفیا
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

     آقاجان امروز هم به پایان رسید و نیامدی. طاقتها طاق شده است و انتظار بی پایان می نماید.     

         آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی        گردون ورق هستی ما در ننوشتی(حافظ)

    نوری است در دلم روشن تر از آفتاب. تمام جهان تو را انکار کنند من به امیدت آمدنت جمعه ها را به انتظار می نشینم و باور دارم که: هجران ثمر وصل برآرد اما دهقان جهان کاش که این تخم نکشتی(حافظ).

   آنان که تاب دیدن آفتاب ندارند، در پشت ابرها بودنت را بهانه کرده اند که نمی آیی اما من هر روز بشارت آمدنت را روشن تر از دیروز می بینم. تا طلوع خورشید فاصله ای نیست.

      در انتظار رویش ما و امیدواری    در عشوه ی وصالش ما و خیال و خوابی(حافظ)

    مولاجان انتظار سخت است و هجران کشیده درد هجران می داند. منتظر هر روز را به انتظار می گذراند. لحظه های انتظار طولانی ترین لحظه هایند گویی که پایانی ندارند. جمعه ای دیگر به پایان رسید و آیا این همه هجران بس نیست؟

      درد ما را نیست درمان الغیاث        هجر ما را نیست پایان الغیاث(حافظ)

    خدایا مظلومان عالم را فریاد رسی نیست، صدای ظلم ظالمان بلندتر از مظلوم به گوش می رسد و در جهان مستکبران عالم با ثروت و قدرت بر اریکه ها تکیه زده اند و ظالمان صدایشان از تریبون عدالت بلند می شود و مظلومان زیر پای قدرتمندان عالم کوبیده می شوند و جایی منجی خالی است.

     می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان     هجران بلای ما شد یارب بلا بگردان(حافظ)


 



تاریخ : جمعه 96/10/22 | 7:26 عصر | نویسنده : rezaasghari | نظر


  • paper | بک لینک دائمی | جستوجوی فایل
  • دانلود کتاب | فروش رپورتاژ آگهی ارزان