بماند که ایوبم... - سوفیا
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

   یه دوستی دارم از این مدل مشدیا. داشتیم با هم از هر دری صحبت می کردیم که رسیدیم به صبر در برابر مشکلات و خلاصه صبوری کردن. رفیقم گف: ایوب نبی همه چی داشت و بعد مبتلا به آزمایش الهی شد و همه چی از مال و مکنت، فرزند، سلامتی و خلاصه همه تعلقاتش رو از دست داد. می فهمم درد سختیه ولی خداییش من الان نزدیک 30 سالمه، خودتم می دونی 10 ساله مریضم و دارو مصرف می کنم. از طرفیم بیکارم و در نتیجه از مال و اموال دنیا تعلقاتی ندارم و به تبع اون زن و فرزندم که ندارم. از دست دادن سخته ولی خداییش نداشتن و حسرت داشتن هم درد سختیه. ببین منم صبورم و حالا بماند که ایوبم بقیه توقع دارن یوسفم باشم و به زلیخاهای آراسته خیابونم چشم ببندم .... آخه مگه شدنیه...

 



تاریخ : شنبه 96/10/9 | 6:10 عصر | نویسنده : rezaasghari | نظر

  • paper | پردیس سی | با مداد مقاله بنویس