لذت - سوفیا
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

   لذت از آن کلمه هایی است که در همه ی فرهنگها و در همه ی زمانها کاربرد بسیاری داشته است و درباره ی آن دیدگاههای متفاوتی بیان شده است. لذت، علت عمده فعالیتهای بشر است. آدمی برای رسیدن به مطلوب خویش تن به هر کاری می دهد و اگر تعریفی درست از مطلوب خود نداشته باشد مممکن است خویشتن را به هلاکت اندازد. گاهی ممکن است چیزی خوب و خیر باشد اما ما از آن بیزار باشیم و به عکس گاهی ممکن است چیزی زشت و نادرست باشد اما ما آن را دوست داشته باشیم و درست در همین جاست که جدال با خود آغاز می شود.  

  لذت ترانه ی آزادی است اما آزادی نیست. شکفتن خواهشهای شماست اما میوه ی آنها نیست. ژرفایی است که بلندا را فرا می خواند اما خود نه ژرف است و نه بلند. در قفس مانده ایست که به پرواز در می آید، اما فضای فروبسته نیست. آری به راستی ترانه ی آزادی است و من آرزو می کنم شما آن را از دل بسرایید اما نمی خواهم که در این سرایش، دل خود را ببازید. برحی از جوانان شما لذت را چنان می جوییند که گوئی همه چیز لذت است و برخی از پیران شما لذت را با تاسف یاد می کنند همچون خطایی که در مستی از آنها سر زده باشد.(پیامبر و دیوانه، جبران خلیل جبران). لذت باعث حرکت است اما هدف حرکت نیست. افراط و تفریط در لذت هر دو باعث نابودی آدمی است. نقل می کنند که آشوربانیپال وصیت کرد بر سنگ قبرش بنویسند: آنچه از زندگی به دست آوردم لذتی است که از خوردن و معاشقه بردم و ارسطو در جواب او گفته بود اگر زندگی همین باشد پس خران و گاوان از تو خوشبخت تر بوده اند. 

   و اگر هدف از آفرینش انسان این بود که بیشترین حجم غذا را بخورد، نهنگ قبلا برای این منظور آفریده شده بود و اگر هدف این بود که انسان موجودی باشد که زاد و ولد بسیار داشته باشد موش پیش از انسان خلق شده بود(لطقا گوسفند نباشید). و عجب از کسانی است که چنان پندارند که لذت منحصر است در لذتهای جسمانی و غایت زندگی را در رسیدن به لذت خوردن و نوشیدن و ازدواج و امثال اینها می دانند و نهایت سعادت را در رسیدن به این لذتها گمان می کنند(ملا احمد نراقی، معراج السعاده).

   سه نوع دیدگاه در مورد لذت می توان مطرح کرد: 1) لذت و خوشی مطلق، به نظر افلاطون، این زندگی حلزون است. این دیدگاه به زندگی و هدف از زندگی و نوع نگاه به انسان و سرنوشتش نگاهی کاملا مادی گرایانه دارد. زندگی همین جهانی است و غایت زندگی لذت است. مادی گرایان زندگی انسان را محدود به این جهان و انسان را صرفا این جسم می دانند. 

2) عده ای دیگر لذات مادی را یکسره انکار کرده و زندگی را لذت غیرمادی و روحانی می دانند. کلبیان از جمله کسانی بودند که زندگی چون یک سگ داشتند. به نظر آنها جسم انسان فاقد هرگونه ارزشی است و به همین دلیل به نیازهای جسمانی خود کمترین توجه را داشتند. 

3) زندگی باید لذت توام با دانایی و عقلانیت باشد. لذت باید انسان را به سعادت برساند و سعادت یعنی تکامل روحی که با سلامت جسم قرین است. 

 

 



تاریخ : چهارشنبه 96/2/20 | 5:44 عصر | نویسنده : rezaasghari | نظر

  • paper | پردیس سی | با مداد مقاله بنویس