راز و نیاز عاشقانه - سوفیا
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

   اذان صبح می گویند، سحر نزدیک است، از خواب شیرین بیدار می شوم و چه سخت است از خواب بیدار شدن. وضو می گیرم و به نماز می ایستم. چقدر دیر کرده ام، پیش از من گنجشکها از خواب بیدار شده اند و به تسبیح تو مشغولند. یاکریم ها بر لب بام راز و نیازشان را با تو آغاز کرده اند و با تو حرفها گفته اند، کبوترها عاشقانه هایشان را با تو سروده اند( آیا ندیدی هر که در آسمانها و زمین است تا پرندگان که در آسمان پر می گشایند همه به تسبیح خدا مشغولند، نور41) و من خواب بودم. 

    آسمان ابری است، با تو حال نجوا دارد، بغض گلویش را گرفته است و اشک چشمانش بر زمین جاری است و با صدای رعد تو را می ستاید( رعد و جمیع فرشتگان همه از بیم قهر خدا به ستایش مشغولند، رعد13). زمین دامان سبزش را گسترده و بهترین گلهایش را بر دامنش ریخته و بر درگاه تو خاضعانه نشسته و تو را می خواند( هر چه در زمین و آسمان است همه به تسبیح و ستایش خدا مشغول است، حدید57). کوهها هر چند سر به فلک کشیده اند اما بی هیچ غروری برای تو به سجده در آمده اند( و کوهها و پرندگان را مسخر کردیم که همواره با داود تسبیح می گفتند، انبیا 79). ستارگان پر فروغ، ماه بی مثال همه به اذن و برای تو می درخشند، خورشید از عشق تو سوزان است، درختان برای تو خود را آراسته اند و جامه در جامه خود را برای تو می آرایند( هر که در آسمانها و زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای او سجده می کنند، حج 18).

   همه ی کائنات از زمین تا آسمان، از کوچکترین تا بزرگترین موجودات در برابر تو به سجود افتاده اند، از ملکوت تا به زمین همه تو را می خوانند، از عرش تا به فرش همه به ستایش تو مشغولند، صدای یا رب در کائنات پیچیده است و من در خواب بودم و چه دیر برخاستم.



تاریخ : دوشنبه 97/3/21 | 2:50 عصر | نویسنده : rezaasghari | نظر


  • paper | بک لینک دائمی | جستوجوی فایل
  • دانلود کتاب | فروش رپورتاژ آگهی ارزان