زینب یعنی که؟ - سوفیا
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

   همه ی ما از یک نهادیم و از یک نوعیم، همه ی ما انسانیم. همه ی ما از یک رگ و ریشه ایم و جوهر همه ی ما یکی است. همه ی ما درد را می شناسیم و زخم را می فهمیم. همه ی ما در زندگی یک بار گریسته ایم و گریه را می شناسیم. همه ی ما بغض فرو خورده را درک می کنیم. همه ی ما دشمنی را تجربه کرده ایم و همه ی ما در زندگیمان تجربه های یکسان داشته ایم هر چند که یکسان نزیسته باشیم.

   گاهی دردی بزرگ را بر دوش کشیده ایم مثل از دست دادن عزیزان، یا گاهی مصیبتی که می آید بی آنکه ما مقصر باشیم یا راه علاجی برایش داشته باشیم مثل بیماری، زلزله و سیل و.... اینطور مواقع همه بر سر و سینه می کوبند و بلند گریه می کنند تا کمی سبک شوند. همه با صدای بلند ناله میکنند و فریاد می کشند، تا درد درون قلبهایشان شاید کمی التیام یابد، مرد و زن و کودک و پیر هم ندارد. حال لحظه ای فکر کنیم دردی بزرگ داری و اندوهی سنگین و بغضی فرو مانده در گلو اما نمی توانی گریه کنی، نمی توانی فریاد بزنی چون مقابل تو کسانی صف کشیده اند که منتظرند گریه های تو را بشنوند، منتظرند ناله کنی و از درد فریاد بزنی تا شاد شوند و بخندند به روزگار تو که خود مقصر آنند. دردی مضاعف بر روی دردهایت. چه روح بلندی دارد آنکه نمی گرید. بغضی در گلو که می آزارد و سینه ای که سنگین است و فقط می توانی در تاریکی شب و در تنهاییت بی صدا گریه کنی بی آنکه کسی باشد تا مرهمی بر دردهای جانت بگذارد. چه تلخ است و چه درد عظیمی است و چه طاقتی می خواهد. اما داستان به اینجا ختم نمی شود و مصیبت از این هم بزرگتر است، باید مرهم دل دیگران هم باشی، باید سنگ صبور باشی، باید گریه های عزیزانت را از دیدگانشان پاک کنی، باید تیمار دار کودکان باشی و از سوی دیگر باید هوشیار باشی و حرکات دشمن را هم زیر نظر بگیری که مبادا غفلت کنی و دشمن از شرایط سوء استفاده کند، باید پرستار دخترکان رنج کشیده ی نازپرورده باشی و بربیتابیشان تاب بیاوری. همه ی اینها را و چندین برابر بدتر از این شرایط را که از ذهن بگذرانیم تازه می فهمیم که زینب یعنی که.




تاریخ : یکشنبه 97/1/12 | 5:17 عصر | نویسنده : rezaasghari | نظر


  • paper | بک لینک دائمی | جستوجوی فایل
  • دانلود کتاب | فروش رپورتاژ آگهی ارزان