خرداد 96 - سوفیا
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

   طاها داشت نقاشی می کشید یه نقاشی پر از رنگ های شاد. بهش گفتم دایی جون می دونی آدم ها هم مثل مداد رنگیها هستند. گفت یعنی چی؟ گفتم همه ی آدم ها یه رنگی تو وجودشون هست که از بقیه رنگها برجسته تر هستش یعنی یه ویژگیهایی دارند که با بقیه ی آدها متفاوتشون می کنه. بعضی ها عاشقند یعنی رنگشون قرمزه. بعضی ها آرومند یعنی سبزند. بعضی دیگه  شادند یعنی زردند و بعضیها عمیقند مثل آبی. طاها پرسید: دایی من چه رنگیم؟ من گفتم زرد، گفت آره، من زیاد می خندم. گفت: تو چه رنگی هستی؟ گفتم بیشتر سبزم. طاها گفت دایی آدمهای سیاه و سفید نداریم. گفتم چرا بعضی از آدمها سفید هستند مثل برف، زلالند مثل آب و بعضی ها سیاهند مثل ذغال و کثیفند مثل دود، اما آمهای سیاه و سفید کمند. بیشتر آدمها رنگارنگند. یه خصوصیاتی دارند که خوبند, مال خودشونه. بعد یه نگاهی به نقاشی که کشیده بود کردم و گفتم دنیای آدمها هم مثل همین نقاشی تو پر از رنگهای شاد و زیباست، اما ما آدمها رنگهای سیاهش که گاهی اگه خوب نگاه کنیم شاید اندازه ی چند لکه تو کل صفحه ی نقاشیمون باشه رو پر رنگشون می کنیم و کل صفحه نقاشیمون رو بی ارزش می دونیم یا خراب می کنیم. اخرشم یه بسیار خوب واسه نقاشی طاهای دایی.

 




تاریخ : دوشنبه 96/3/1 | 5:50 عصر | نویسنده : rezaasghari | نظر
مطالب قدیمی تر


  • paper | بک لینک دائمی | جستوجوی فایل
  • دانلود کتاب | فروش رپورتاژ آگهی ارزان